کنترل سفید بالک در گلخانه، از مدیریت تلفیقی تا سمپاشی

کنترل سفیدبالک در گلخانه؛ چرا سمپاشی بهتنهایی کافی نیست؟
سفیدبالک گلخانهای یکی از مهمترین آفات محصولات گلخانهای است که میتواند در مدت کوتاهی جمعیت خود را افزایش داده و به محصول خسارت وارد کند. این آفت علاوه بر مکیدن شیره گیاهی، با تولید عسلک باعث ایجاد دودهمانند روی برگها میشود و در برخی گونهها مانند Bemisia tabaci، انتقال ویروسهای گیاهی نیز اهمیت زیادی دارد.
اما یک سؤال مهم وجود دارد:
آیا برای کنترل سفیدبالک در گلخانه، سمپاشی مکرر بهترین راهکار است؟
مطالعات انجامشده در سالهای گذشته نشان دادهاند که پاسخ این سؤال منفی است. کنترل موفق سفیدبالک در گلخانه معمولاً زمانی پایدارتر است که مجموعهای از روشهای پیشگیری، پایش، کنترل زراعی، کنترل فیزیکی، کنترل بیولوژیک و در صورت نیاز کنترل شیمیایی در قالب مدیریت تلفیقی آفات یا IPM به کار گرفته شود. (IPM)
سفیدبالک گلخانهای چیست؟
دو گونه از مهمترین سفیدبالکهایی که در محیطهای گلخانهای اهمیت دارند عبارتاند از:
* Trialeurodes vaporariorum یا سفیدبالک گلخانهای
* Bemisia tabaci یا سفیدبالک پنبه/توتون که با نام سفیدبالک سیبزمینی شیرین نیز شناخته میشود.
این دو گونه از نظر زیستشناسی و حساسیت به روشهای کنترل کاملاً یکسان نیستند؛ بنابراین شناسایی دقیق آفت قبل از انتخاب روش مبارزه اهمیت دارد.
سفیدبالک چگونه به گیاه خسارت میزند؟
خسارت سفیدبالک تنها به حضور حشرات سفیدرنگ روی برگ محدود نمیشود.
پورهها و حشرات بالغ با تغذیه از شیره گیاهی میتوانند موجب کاهش توان رشد گیاه شوند. از طرف دیگر، ترشحات شیرین حشرات که به آن عسلک گفته میشود، سطح برگ را میپوشاند و شرایط مناسبی برای رشد قارچهای دودهای ایجاد میکند. این پوشش میتواند سطح فتوسنتزی برگ را کاهش داده و در نتیجه عملکرد گیاه را تحت تأثیر قرار دهد.
در مورد Bemisia tabaci، موضوع مهم دیگری نیز وجود دارد: این آفت میتواند ناقل تعدادی از ویروسهای گیاهی باشد و به همین دلیل کنترل جمعیت آن در برخی محصولات اهمیت بیشتری پیدا میکند.
چرا کنترل سفیدبالک در گلخانه دشوار است؟
یکی از دلایل اصلی دشواری کنترل سفیدبالک، سرعت افزایش جمعیت و وجود مراحل مختلف زندگی آفت روی گیاه است. از طرف دیگر، استفاده مکرر از یک حشرهکش یا حشرهکشهایی با مکانیسم اثر مشابه میتواند فشار انتخابی ایجاد کرده و احتمال شکلگیری مقاومت را افزایش دهد.
این مسئله بهخصوص در مورد Bemisia tabaci اهمیت زیادی دارد. بهتر است در برنامه مدیریت مقاومت، جمعیت آفت پایش شود و استفاده از حشرهکشها تنها در صورت رسیدن جمعیت به سطح نیازمند کنترل انجام گیرد. همچنین نباید نسلهای متوالی آفت با حشرهکشهایی از یک گروه مکانیسم اثر تحت تیمار قرار گیرند. (IRAC)
بنابراین اگر کشاورز امروز یک برند حشرهکش و هفته آینده برند دیگری را استفاده کند، اما هر دو محصول دارای مکانیسم اثر یکسان یا مشابه باشند، لزوماً مدیریت مقاومت مناسبی انجام نداده است.
کنترل بیولوژیک؛ راهکاری که تحقیقات زیادی پشت آن است
یکی از جذابترین بخشهای تحقیقات مربوط به سفیدبالک، استفاده از دشمنان طبیعی است.
در میان عوامل کنترل بیولوژیک، زنبورهای پارازیتوئید جنس Encarsia و Eretmocerus اهمیت ویژهای دارند. این زنبورها با پارازیته کردن مراحل نابالغ سفیدبالک، به کاهش جمعیت آفت کمک میکنند.
Encarsia formosa؛ دشمن طبیعی مشهور سفیدبالک
Encarsia formosa یکی از شناختهشدهترین پارازیتوئیدهای مورد استفاده در کنترل سفیدبالک گلخانهای است.
این زنبور بسیار کوچک در برنامههای کنترل بیولوژیک محصولات گلخانهای در نقاط مختلف جهان مورد استفاده قرار گرفته و بهویژه برای کنترل Trialeurodes vaporariorum در محصولاتی مانند گوجهفرنگی اهمیت داشته است.
مطالعات نشان دادهاند که موفقیت استفاده از Encarsia formosa تنها به رهاسازی زنبور در گلخانه وابسته نیست؛ عواملی مانند دما، معماری بوته، تراکم آفت و نحوه توزیع آفت روی گیاه نیز بر عملکرد این پارازیتوئید تأثیر دارند.
این نکته بسیار مهم است:
کنترل بیولوژیک یک «سم جایگزین» نیست؛ بلکه یک سیستم مدیریتی است که باید شرایط مناسب برای فعالیت دشمن طبیعی فراهم شود.
گونههایی از جنس Eretmocerus نیز در برنامههای کنترل بیولوژیک سفیدبالک مورد استفاده قرار گرفتهاند.
در برخی مطالعات، گونههایی مانند Eretmocerus mundus و Eretmocerus eremicus توانستهاند جمعیت سفیدبالک را در محصولات مختلف کاهش دهند. همچنین ترکیب برخی پارازیتوئیدها با شکارگرها در برنامههای مدیریت تلفیقی مورد بررسی قرار گرفته است. (DOI.org)
بنابراین
انتخاب دشمن طبیعی باید بر اساس گونه سفیدبالک، محصول، شرایط گلخانه و شرایط محیطی انجام شود.
قارچها هم میتوانند علیه سفیدبالک عمل کنند
یکی دیگر از مسیرهای تحقیقاتی مهم، استفاده از قارچهای بیمارگر حشرات یا Entomopathogenic Fungi است.
قارچهایی مانند:
* Beauveria bassiana
* Metarhizium anisopliae
* Isaria fumosoroseus
* Lecanicillium/Verticillium lecanii
* گونههایی از Ashersonia
بهعنوان عوامل بالقوه کنترل بیولوژیک سفیدبالک مورد مطالعه قرار گرفتهاند.
این قارچها میتوانند از طریق تماس با بدن حشره وارد عمل شوند و در شرایط مناسب موجب مرگ آفت شوند.
یکی از نکات جالب گزارششده در مطالعات، حساسیت متفاوت مراحل رشدی سفیدبالک است؛ در برخی بررسیها مراحل پورگی، بهخصوص پوره سن دوم، حساسیت قابل توجهی نسبت به قارچهای بیمارگر نشان دادهاند.
البته عملکرد این عوامل بهشدت به رطوبت، دما، کیفیت فرمولاسیون و شرایط اجرای برنامه وابسته است و نباید انتظار داشت در تمام شرایط گلخانهای عملکرد یکسانی داشته باشند.
نقش پایش در کنترل سفیدبالک
یکی از اشتباهات رایج این است که سمپاشی زمانی انجام شود که جمعیت سفیدبالک بهشدت افزایش پیدا کرده است.در مدیریت تلفیقی، پایش منظم اهمیت بسیار زیادی دارد.
بازدید منظم از قسمتهای مختلف گلخانه و بررسی سطح زیرین برگها میتواند به شناسایی زودهنگام آفت کمک کند.
همچنین استفاده از کارتهای زرد چسبنده میتواند برای پایش حشرات بالغ مفید باشد.
هدف از پایش این نیست که فقط بفهمیم «سفیدبالک وجود دارد یا ندارد»؛ بلکه باید روند تغییر جمعیت را نیز دنبال کنیم.
یعنی:
آیا جمعیت در حال افزایش است؟
آیا کنترل بیولوژیک توانسته جمعیت را مهار کند؟
آیا بعد از سمپاشی دوباره جمعیت افزایش یافته است؟
این اطلاعات برای تصمیمگیری صحیح بسیار ارزشمند هستند.
کنترل فیزیکی و زراعی را دستکم نگیریم
کنترل سفیدبالک از قبل از ورود آفت به گلخانه شروع میشود. استفاده از موانع فیزیکی مانند توری مناسب، حذف علفهای هرز و گیاهان آلوده، رعایت بهداشت گلخانه و جلوگیری از انتقال آفت از یک بخش به بخش دیگر میتواند نقش مهمی در کاهش فشار آفت داشته باشد.
IRAC نیز بر اقداماتی مانند حذف گیاهان میزبان جایگزین، تناوب، استفاده از موانع فیزیکی و پایش جمعیت در برنامه مدیریت سفیدبالک تأکید دارد.
یک نکته جالب دیگر، مدیریت تغذیه گیاه است.
مصرف بیش از حد نیتروژن میتواند گیاه را برای سفیدبالک جذابتر کند؛ بنابراین مدیریت متعادل تغذیه، بهخصوص پرهیز از مصرف بیرویه نیتروژن، میتواند بخشی از برنامه مدیریت آفت باشد.
اگر مجبور به استفاده از حشرهکش شدیم چه کنیم؟
کنترل بیولوژیک به این معنی نیست که استفاده از حشرهکش همیشه ممنوع است.
در بسیاری از گلخانهها ممکن است در شرایط خاص به استفاده از حشرهکش نیاز باشد. نکته مهم این است که استفاده از سم باید هدفمند و بر اساس پایش و شرایط جمعیت آفت باشد. در چنین شرایطی انتخاب حشرهکش تنها بر اساس نام تجاری یا قیمت محصول منطقی نیست.
باید مواردی مانند:
ماده مؤثره + گروه IRAC + مرحله رشدی آفت + ثبت محصول برای محصول موردنظر + سازگاری با برنامه کنترل بیولوژیک
در نظر گرفته شود.
بهخصوص اگر در گلخانه از پارازیتوئیدها یا شکارگرهای زنده استفاده میشود، انتخاب یک حشرهکش نامناسب میتواند به دشمنان طبیعی نیز آسیب بزند و در نهایت باعث بازگشت شدیدتر جمعیت سفیدبالک شود.
یک نکته بسیار مهم درباره مقاومت سفیدبالک
اگر سفیدبالک بعد از چند بار سمپاشی هنوز کنترل نمیشود، اولین واکنش نباید این باشد که:
«دوز سم را بیشتر کنیم.»
باید ابتدا سؤالهای دیگری پرسید:
* آیا آفت بهدرستی شناسایی شده است؟
* آیا سم برای این آفت و محصول ثبت شده است؟
* آیا زمان مصرف مناسب بوده است؟
* آیا پوشش سمپاشی کافی بوده است؟
* آیا آفت در مرحلهای قرار داشته که به محصول حساس باشد؟
* آیا مقاومت به ماده مؤثره ایجاد شده است؟
* آیا در دفعات قبلی از یک گروه IRAC استفاده شده است؟
IRAC برای Bemisia tabaci بر اهمیت مدیریت مقاومت و اجتناب از تیمار نسلهای متوالی با یک مکانیسم اثر تأکید میکند.
بهترین روش کنترل سفیدبالک چیست؟
پاسخ را نمیتوان در یک سم یا یک دشمن طبیعی خلاصه کرد.
بهترین رویکرد، مدیریت تلفیقی آفت یا IPM است.
یک برنامه اصولی میتواند شامل این مراحل باشد:
۱. پیشگیری از ورود آفت
استفاده از توری، بهداشت گلخانه و حذف منابع آلودگی.
۲. پایش منظم
استفاده از کارتهای چسبنده و بررسی منظم برگها.
۳. شناسایی دقیق گونه سفیدبالک
تشخیص Bemisia tabaci از Trialeurodes vaporariorum میتواند در انتخاب روش کنترل اهمیت
داشته باشد.
۴. استفاده از دشمنان طبیعی
در شرایط مناسب استفاده از Encarsia، Eretmocerus و سایر عوامل کنترل بیولوژیک.
۵. استفاده از عوامل میکروبی در صورت مناسب بودن شرایط
مانند قارچهای بیمارگر حشرات.
۶. کنترل شیمیایی هدفمند
تنها در صورت نیاز و با انتخاب ماده مؤثره مناسب.
۷. مدیریت مقاومت
چرخش حشرهکشها بر اساس گروه مکانیسم اثر IRAC، نه صرفاً تعویض برند.
سموم شیمیایی مؤثر بر سفیدبالک
در صورت افزایش جمعیت آفت و عبور از سطح قابل قبول، استفاده از حشرهکشها میتواند بخشی از برنامه کنترل باشد.
اما یک اشتباه رایج این است که کشاورز چند مرتبه پشت سر هم از یک سم استفاده کند و انتظار داشته باشد سفیدبالک همچنان به آن حساس باقی بماند.
سفیدبالک، بهویژه Bemisia tabaci، استعداد بالایی برای ایجاد مقاومت به حشرهکشها دارد. IRAC مقاومت این آفت را نسبت به گروههای مختلف شیمیایی گزارش کرده است. (Insecticide Resistance Action Committee)
بنابراین انتخاب سم بر اساس ماده مؤثره و گروه نحوه اثر آن اهمیت بیشتری از نام تجاری محصول دارد.
گروههای مهم حشرهکش در مدیریت سفیدبالک
بسته به محصول، کشور، ثبت سم و جمعیت آفت، مواد مؤثره مختلفی برای کنترل سفیدبالک مورد استفاده قرار میگیرند. از جمله گروههایی که در برنامههای کنترل سفیدبالک مطرح هستند میتوان به موارد زیر اشاره کرد
نمونه گروه/ماده مؤثره
4A
نئونیکوتینوئیدها مانند ایمیداکلوپرید
خطر ایجاد مقاومت در مصرف مکرر
7C
پیریپروکسیفن
بیشتر با اثر تنظیم رشد حشره شناخته میشود
16
بوپروفزین
روی مراحل نابالغ اهمیت دارد
9B
پایمترُزین
اثر متفاوت از سموم عصبی کلاسیک
29
فلونیکامید
گروه نحوه اثر متفاوت
23
مشتقات تتروُنیک و تتراُمیک اسی
جمعبندی
سفیدبالک یکی از آفات مهم و چالشبرانگیز گلخانههاست؛ اما تجربه و تحقیقات انجامشده نشان میدهد که سمپاشی مداوم و تکیه بر یک روش کنترل، راهکار پایداری برای مدیریت این آفت نیست.
استفاده از پارازیتوئیدهایی مانند Encarsia formosa و گونههای Eretmocerus، شکارگرها، قارچهای بیمارگر حشرات، کنترل فیزیکی و زراعی و پایش مستمر میتواند اجزای یک برنامه موفق مدیریت تلفیقی باشد.
از طرف دیگر، در شرایطی که استفاده از حشرهکش ضروری است، باید انتخاب سم بر اساس ماده مؤثره، مکانیسم اثر، مرحله رشدی آفت، شرایط گلخانه و مدیریت مقاومت انجام شود.
در نهایت، هدف از کنترل سفیدبالک این نیست که فقط امروز جمعیت آفت را کاهش دهیم؛ هدف این است که جمعیت آفت را در طول دوره کشت، زیر سطح خسارت اقتصادی نگه داریم و همزمان از ایجاد مقاومت و اختلال در کنترل بیولوژیک جلوگیری کنیم.





